روزها شیر نمی نالد . در برابر نگاه روباهان ، در برابر نگاه گرگ ها …. و در برابر نگاه جانوران ، شیر نمی نالد. سکوت و وقار و عظمت خویش را بر سر شکنجه آمیزترین دردها حفظ می کند.
اما تنها در شب هاست که شیر می گرید. نیمه شب به طرف نخلستان می رود . آن جا هیچ کس نیست . مردم راحت آرمیده اند. هیچ دردی آن ها را در شب بیدار نگاه نداشته است . و این مرد روی این زمین خود را تنها می یابد . با این زمین و این آسمان بیگانه است. فقط رسالت و وظیفه اش او را با این جامعه و این شهر پیوند داده پیوند همه روزه. ولی وقتی به خودش بر میگردد می بیند که تنهاست. به نخلستان می رود و هراسان که کسی او را در آن حال نبیند زیرا که شیر در شب می گرید و تنهایی. و باز برای آن که ناله او به گوش هیچ فهم پلیدی و هیچ نگاه آلوده ای نیالاید ، سر در حلقوم چاه فرو می کند ومی گرید. این گریه برای چیست؟ یک معما برای همه. افسوس که حتی شیعیان او هم نمی دانند که علی( ع) چرا می گرید. از این که خلافتش غصب شده؟ از این که فدک از دست رفته؟ از این که فلانی روی کار آمده؟ یک روح تنها در یک دنیایی که با آن بیگانه است ، در یک جامعه ای که در آن زندگی می کند اما در سطح آن جامعه و سطح اسلام قبایلی یارانش نتوانسته خودش را پایین بیاورد و با آن بند و بست ها و با آن کشمکش ها و با آن خود خواهی ها و با آن سطح درکی که یاران پیامبر داشته اند. نتوانسته خودش را منطبق کند و تنها مانده است و می نالد. علی (ع) می نالد به خاطر اینکه انسان است و تنهاست. او تنها انسانی است که در طول تاریخ در ابعاد مختلف و حتی متناقض که در یک انسان جمع نمی شود قهرمان است. هم مثل یک کارگر ساده که با دستش ، پنجه اش و بازویش خاک را می کند و در آن سرزمین سوزان بدون ابزار قنات ایجاد می کندو هم مانند یک حکیم و یک نابغه می اندیشد و هم مانند یک عاشق و یک عارف بزرگ عشق می ورزد. هم مانند یک قهرمان شمشیر می زند و هم مانند یک سیاستمدار رهبری می کند. هم نمونه بارزی از زهد و تقوی و عرفان و پرستش و اخلاص مطلق است وهم مانند یک معلم اخلاق مظهر و سرمشق فضائل انسانی برای یک جامعه است. چنین انسانی معلوم است که تنهاست. از این دردناکتر این که علی (ع) در میان پیروان عاشقش نیز تنهاست. ما تنها بردردی می گرییم که از شمشیر ابن ملجم علی (ع) در فرقش احساس می کند. اما این درد علی نیست. دردی که چنان روح بزرگی را به ناله در آورده است تنهایی است . باید این درد را بشناسیم.
به نام خدا
خيلي زيبا بود. اما يك سوال اينجا بي جواب مي ماند و آن سوالي است كه ما بايد به آن جواب دهيم. به تعداد انسانها جواب خواهد داشت. و آن سوال اينست:
ما در كجا ايستاده ايم؟؟؟ با علي(ع) يا با كوفيان
By: حسن زارع on October 9, 2007
at 9:02 pm
خانم دشت سبز منتظز پست های جئیئدتون هستیم ما را محروم مفرمایید
By: pooyaa on November 21, 2007
at 7:16 am