Posted by: dashtesabz | December 29, 2007

میان ماه من تا ماه گردون تفاوت از زمین تا آسمان است

دارم فکر می کنم جقدر کشورهای خارج دارن رو مخ جوونای ما کار می کنن. شستشوی مغزی رو قشنگ می شود دید. فکر می کنم تفکر مذهبی ما بسیار عمیق تر از این بچه ها شکل گرفت . ریشه کجاست؟ مذهبی ترین بچه هامون هم الان قدرت دفاع از مذهب خودشونو ندارند.  تسلیم می شوند و خیلی زودتر از آنچه که فکرش رو می کردیم بی دین می شوند. دارم فکر می کنم چرا ما این طوری نبودیم.


Responses

  1. دشت سبز عزیز خوشحال شدم که دوباره وقت کردی و مطلب جدید گذاشتی
    اگه اجازه جسارت داشته باشم باید اول ببینم تعریف شما از مذهب چی هست؟
    تعریف مذهب همان طریقت است. اگر منظوزتان مذهب الهی است. پس یعنی راه رسیدن به خدا. پس معنی صحبت شما اینه که جوانان قدیم به خدا نزدیک تر بودند؟
    بعد شما فرض کردید که کشورهای خارجی مشغول فعالیت هستند که مدهب را جوانان ما بگیرند. (خیلی غم انگیز) والا تا آنجا که من می دانم به زور عقیده را نمی توان از کسی گرفت. آیا می توانید مثالی بزنید تا بفهمیم این برنامه شیطانی چطور در حال پیداه شدن هست؟
    ممنون

  2. پ. ن
    در کامنت قبلی فقظ سعی کردم کلی بودن صحبتتون رو و اون جمله دوستتون که می گه ” ما زیاد فرض می کنیم و کم می دونیم” رو بهتون یادآوری کنم
    ولی حقیقتا از کلمه شستشوی مغزی خیلی نارحت شدم چون بار منفی زیادی داره اونهم برای جوانان باوجدان و مذهبی که مخاطب شما هستند و خیلی جالب که همشون بعد از انقلاب “”"اسلامی”"” به دنیا اومدن و در خانه و مدرسه و تلوزیون همیشه مورد بمباران عقیدتی بودند و چیزی جز “”اسلام ناب محمدی”" نه دیدند و نه شنیدند و تنها گناهشون اینکه بعد از چند ماه مهاجرت برای ادامه تحصیل مثلا نامه نوشتند که “خانم معلم اینجا آزادی عقیده است و کسی را به خاطر حجاب داشتن مورد تبعیض قرار نمی دهند” پس لطفا به شاگردان با وجدان خود توهین نکیند چون جوانان وجدان جامعه هستند. آنها چون هنوز آلوده زندگی نشده اند حرفهای صداقانه می زنند.
    البته من حدس می زنم که خود شما هم می دونید جریان چی هست چون برای مثال از شما شنیدم که از آشغال ریختن مردم در خیابانهای ایران انتقاد می کردید ولی وقتی که سارا خانم در یکی از پستهایشان به این مسئله پرداختند خیلی ناراحت شدید چون این را دلیل فخر فروشی بیگانگان قلمداد کردید.

    صحبت هایی که می کنم از روی نفرت نیست بلکه از روی دوستی و علاقه که به شما دارم هست. ولی بعضی وقتها لازم است که با نزدیکترین دوستان هم با شدت صحبت کرد.
    بقول خودتون پاشو پاشو خورشید وسط آسمان رسید

  3. پ.ن
    2
    خوب حالا برسیم به جواب سئوال شما :)
    یکی از دلایلش اینکه که در زمان قدیم (زمانی که شما جوان بودید) وسایل ارتباط جمعی اونقدر قوی نبود و مردم به روحانیان دینی اعتماد داشتند و هر چی اونا می گفتند مردم بی چون و چرا قبول می کردند و خیلی طول می کشید تا دروغ حرف آقایان معلوم شود.
    مثلا یکی از خانمهای محله مادرم رو می شناخت و یکبار به مادرم گفته بود شما “بهائیان” ظاهرا آدمهای خوبی هستید ولی چرا این رسم های بد رو دارید. مادرم پرسید بود مثلا چی؟
    ایشون هم گفته بودند که چرا در بهائیت خواهر می تونه با برادر ازدواج کنه؟!! مادرم پرسیده بود اینها رو کی به شما گفته؟ خانموه گفته بود این ها رو علمای ما می گند!!
    ملاحظه می فرمائد ایجاد بدبینی و نفرت قویترین و ساده ترین راه است
    بعد از انقلاب مردم آهسته آهسته متوجه شدند که این روخانیون از دین به عنوان جعبه ابزار استفاده می کنند.
    ولی متاسفانه تبلیغات منفی ، بدبینی و نفرت که روخانیون نسبت به کشورهای غربی و اسرائیل منتشر کرده اند به این زودی از بین نمی رود.
    هر چند مردم دلخوشی از آخوندها ندارند(من از خود افراد مذهبی شنیدم) ولی از روی تعصب ملی و مذهبی و دروغهایی که این آقایان منتشر کرده اند ته قلبشان نفرت زیادی نسبت به “صهیونیت جهانی و امپریالیست امریکا احساس میکندد” و وقتی که مثلا می شنوند که در آمریکا آزادی هست جوابشون این است که این آزادی به بهای زورگویی به ملل ضعیف جهان به وجود آمده وارزش نداره!

    نمی دونم چطور یک کشور زور گو می تونه احترام به حقوق مردمش بزاره ولی در یک کشور عادل اسلامی به حسینیه های دراویش هم رحم نمی کنند. اینجاست که یک جوان با وجدان می گه اگه دین اینه پس بهتره من دین نداشته باشم!!

  4. رجوع کنید به تاریخ یهود در همین وبلاگ ویل دورانت که لابد از دید شما دروغ نمی گوید. شاید ویل دورانت هم از دید شما اخوند است و ما خبر نداریم.

  5. دشت سبز عریز:
    عزیز برادر:
    والله من استدلال شما را نفهمیدم.
    چند بار متنی رو که می گید مال ویل درانت خوندم همش راجع به ستم هایی است که به یهودیان شده
    خوب چه تنیجه ایی می گیرید عزیزم؟

  6. به نام خدا
    من کاری به بحث بهائیت ندارم. زیرا اگر جواز به ازدواج با محارم را هم صحیح ندانیم( که با توجه به حرمت ازدواج با زن پدر، که فقط استثنا شده و بقیه را مسکوت گذاشته اند؛ پس امکانش بعید نیست و چون حرام شمرده نشده؛ لذا جوازش اعلام گشته است.) کلا پذیرش بهائیت و بابیت را توهین به شعور انسانی نوع آدم و هر انسانی میدانم. اما سوال شما
    1- دشمن در زمان سابق؛ مانند کنون فعال نبود.
    2-الگوهای آن زمان؛ خیلی بهتر از امروز میتوانستند ما را به اسلام واقعی راهبر باشند؛ زیرا خودشان در مرحله ای بالاتر سیر میکردند.
    (یعنی کسی اخلاق میگفت؛ که عارف بود و کسی فقه میگفت که اخلاقی بود)
    3- مذهب در آن زمان بیشتر در ظواهر خود را نشان میداد؛ لذا شناخت مذهبییون راحت تر بود. خیلی از همین جوانها؛ اهل مذهب هستند؛ در حالیکه مثلا ظاهرشان اصلا نشان نمیدهد.
    4-هنوز هم اقشار مذهبی؛ در سطح کثیری وجود دارند؛ ولی معمولا به چشم نمی آیند. مثلا روز قدس و 22 بهمن که روز تظاهر به اسلام خواهی است؛ اقشار مذهبی به میدان می آیند.
    دغدغه مقدس شما را می ستایم. امید که خداوند این دغدغه مقدس را نصیب همه ما کند.


Leave a response

Your response:

Categories