Posted by: dashtesabz | January 18, 2008

به بهانه عاشورا

در تاریخ اسلام در پنجاه ساله ی بین وفات رسول خدا و شهادت حسین بن علی علیه السلام جریانات و تحولات فوق العاده ای رخ داد. محققین امروز به خصوص آن هایی که به اصول جامعه شناسی آگاه هستند، متوجه نکته ای شده اند. مخصوصا عبدالله علائلی با این که سنی است شاید بیشتر از دیگران روی این مطلب تکیه می کند. او می گوید بنی امیه بر خلاف همه قبائل عرب ( قریش و غیر قریش ) تنها یک نژاد نبودند، نژادی بودند که طرز کار و فعالیتشان شبیه طرز کار یک حزب بود. افکار خاص اجتماعی داشتند و تقریبا نظیر یهود در عصرما بلکه در طول تاریخ که نژادی هستند با یک فکر و ایده ی خاص که برای رسیدن به ایده ی خودشان گذشته از هماهنگی ای که میان همه ی افرادشان وجود دارد، نقشه و طرح دارند. قدمای مورخین بنی امیه را به صورت یک نژاد زیرک و شیطان صفت معرفی کرده اند. امروز با این تعبیر از آن ها یاد می کنند که بنی امیه همان گروهی هستند که با ظهور اسلام ، بیش از هر جمعیت دیگری احساس خطر  کردند و اسلام را برای خودشان خطری عظیم شمردند و تا آن جا که قدرت داشتند با اسلام جنگیدند، تا هنگام فتح مکه که مطمئن شدند دیگر مبارزه با اسلام فایده ندارد، آمدند و اسلام ظاهری اختیار کردند. پیغمبر اکرم با آنان معامله مولفه قلوبهم می کرد، یعنی مردمی که اسلام ظاهری دارند ولی اسلام در عمق روحشان نفوذ نکرده است. پیغمبر اکرم در زمان خودش هیج کار اساسی را به بنی امیه واگذار نکرد ولی بعد از پیغمبر تدریجا بنی امیه در دستگاه های اسلامی نفوذ کردند و بزرگترین اشتباه تاریخی و سیاسی که در زمان عمربن خطاب رخ داد ، این بود که یکی از پسران ابوسفیان به نام یزید والی شام شد و بعد از او معاویه حاکم شام شد و بیست سال یعنی تا آخر حکومت عثمان برشامات که مشتمل بر سوریه و قسمتی از ترکیه فعلی و لبنان و فلسطین فعلی بود حکومت می کرد. عثمان که خلیفه شد گو این که با سایر بنی امیه از نظر روحی تفاوت هایی داشت ولی بالاخره اموی بود. پای بنی امیه به طور وسیعی در دستگاه اسلامی باز شد. بسیاری از مناصب مهم اسلامی نظیر حکومت مصر و کوفه و بصره به دست بنی امیه افتاد. حتی وزارت خود عثمان به مروان حکم افتاد . این قدم بس بزرگی بود که بنی امیه به طرف مقاصد خودشان پیش رفتند.معاویه روز به روز وضع خودش را تحکیم می کرد. تا زمان عثمان این ها فقط دو نیرو را در اختیار داشتند، یکی پست های مهم سیاسی و دیگر بیت المال و قدرت اقتصادی. با کشته شدن عثمان معاویه نیروی دیگری را هم در خدمت خودش گرفت و یک مرتبه داستان خلیفه مظلوم را مطرح کرد و احساس دینی و مذهبی گروه زیادی از مردم را لااقل در همان منطقه شامات در اختیار گرفت. می گفت خلیفه مسلمین خلیفه اسلام  مظلوم کشته شد و انتقام خون خلیفه مظلوم واجب است و باید گرفت. احساسات دینی صدها هزار و شاید میلیون ها نفر از مردم را به نفع خویش در اختیار گرفت. خدا می داند که معاویه در روضه ی عثمان خواندن های خود چقدر از مردم اشک گرفته است. بعد از شهادت حضرت علی علیه السلام ، معاویه خلیفه مطلق مسلمین شد و دیگر همه قدرت ها در اختیار او قرار گرفت. در این جا یک قدرت چهارم را نیز توانست استخدام کند و آن اجیر کردن شخصیت های دینی و به اصطلاح روحانیت. از آن روز بود که یک مرتبه شروع کردند به جعل و وضع حدیث در مدح عثمان و حتی مقداری در مدح شیخین چون معاویه این را به نفع خودش و به ضرر علی علیه السلام می دید. چه پول ها که در این راه مصرف و خرج شد. …تاریخ نشان می دهد بنی امیه افراد به اصطلاح روشنفکر آن زمان را درست مثل مرغی که دانه ها را جمع کند یکی یکی جمع می کردند و سر به نیست می نمودند.  معاویه غیر از از بین بردن مساوات اسلامی  و  سر به نیست کردن روشنفکران حرمت های الهی را نیز هتک نمود و دیگر حرامی باقی نماند مگر این که این ها مرتکب شدند و برای آن که مردم را باژگونه کنند اسلام را باژگونه کردند . مثل پوستینی که باژگونه شود که نه تنها گرمی نمی دهد بلکه موجب تمسخر این و آن می شود.معاویه در دوره خودش با فکر علی علیه السلام مبارزات زیادی کرد . این که او بخشنامه می کند که در سراسر کشور اسلامی در نماز جمعه ها علی علیه السلام را لعن کنند نشان می دهد که علی علیه السلام به صورت یک نیرو و عقیده و ایمان در روح مردم زنده است . معاویه برای فریب مردم ظاهر را حفظ می کرد اما یزید تشت رسوایی را از بام انداخت . یزید پرده اموی ها را درید و در این شرایط است که حضرت ابا عبدالله نهضت خود را آغاز می کند. همان طور که قران برا ی آهنگ پذیری ساخته نشده ولی این طور هست و آهنگ خاصی را به خود می پذیرد که بر دلها نفوذ می کند، حادثه کربلا نیز برای شبیه سازی ساخته نشده اما وقتی انسان تاریخ عاشورا را می خواند ، استعدادی برای شبیه سازی در آن می بیند.1200 سال پیش کسی فکر نمی کرده که این حادثه تا به این حد گسترش پیدا کند. متن تاریخ این حادثه گویی اساسا برای یک نمایشنامه نوشته شده است. ما شهادت ها و فجایع زیادی را در طول تاریخ می بینیم اما این داستان برای صحنه بودن گویی ساخته شده است. بقیه اش را  از کتاب حماسه حسینی نوشته استاد مرتضی مطهری بخوانید.

 


Responses

  1. دشت سبز جان
    ممنون از این متن. جای آن دارد که حکومت اموی بیشتر به یاد آورده شود که سخت بنظر آشنا می‌آید!

  2. دشت سبز عزیز ممنون:
    سارا خانم حرف دل من را زد.
    در تاریخ همه حکومت هایی دینی فاسد بوده اند(اسلامی و مسیحی)
    چون قدرت و معنویت از زمین تا آسمان با هم فرق می کنند!!
    اگر امام حسین به قدرت علاقه داشت چه فرقی با یزید و معاویه داشت؟
    تعجب می کنم که مطلب به این سادگی را چرا متوچه نمی شوی؟

  3. به نام خدا
    آنها که معمولا باعث قدرت گرفتن قدرتمندان عالم میشوند؛ افرادی هستند که دین و معنویت را از قدرت جدا میدانند و ناخواسته؛ قدرتمندان را بر معنویتگرایان سوار میکنند. این گروه هرچند می خواهند خود را وارسته نشان دهند؛ اما نا دانسته عامل دست یزدیان هر زمان میشوند. آنها با خالی کردن پیش حسینیان زمان؛ آب را به آسیاب یزید میریزند. این گروه نمیدانند که اگر از پتانسیل عظیم نیروهای مردم در وادی مذهب؛ به نفع معنویت استفاده نشود؛ یزید و یزیدیان با استفاده از زر و زور و تزویر؛ حسین را به مسلخ خواهند برد. سیاست پیشگان؛ همواره از پتانسیل مذهب؛ علیه مذهب استفاده کرده اند. نمونه آن هم ایجاد فرقه هایی است که همواره مانند قارج؛ در کنار مذهب واقعی می رویند؛ تا قدرت مذهب را کم نمایند. ایجاد حزب و فرقه بهائیت که در مورد آن فقط می توانم بگویم( توهین به شعور انسانی) یکی از همین اقدامات است.
    یعنی افرادی مانند پرنس دالگورکی که می دانست مذهب چه پتانسیلی دارد؛ با استفاده از چرس و بنگ و شراب؛ علی محمد باب ر وادار کرد مدت زیادی در زمان قاجار؛ پتانسیل این ملت مصروف آنها شود. جالب اینجاست که این اقدام؛ مدتی بعد از فرمان جهاد نصفه و نیمه مذهبیون برای جهاد با روسیه بود.
    خلاصه یادمان باشد: یا حسینی؛ یا زینبی؛ والا یزیدی هستیم


Leave a response

Your response:

Categories