Posted by: dashtesabz | March 13, 2008

سوره قلم

ن و القلم و ما یسطرون

قصد دارم انشاء الله در سال جدید تمام جلسات قران را در سایت بگذارم تا دوستانی که از ما دورند و دوست دارند بدانند در جلسه چه خبر است بدانند. پس از سوره مائده قرار شد سوره قلم را بخوانیم. این سوره مکی است و 52 آیه دارد.

سوره با حرف ” ن ” شروع می شود. نمی دانم کجا خوانده بودم که نون یعنی ماهی .جالب است که الان یادم امد . در نماز غفیله که می گوید و ذالنون . در این سوره نهایتا صحبت از صاحب الحوت است. که حضرت یونس است . در هر صورت یک بار آیه را بدون “ن” خواندم و یک بار با حرف “ن” . به نظرم با “ن ” بسیار فصیح تر آمد. اما گذشته از این که  حروف مقطعه آدم را به فکر فرو می برد که این چه رازی و چه رمزی است شاید هم تنها رازش همین باشد که قران از حروف تشکیل شده. خواندنی است و فهمیدنی. به هر حال خداوند به قلم قسم یا د می کند و آن چه که می نویسند.نکته جالبی که در این آیه بود کلمه سطر است که هم به معنی ردیفی از کلمات  است و هم ردیفی از درختان و هم ردیفی از آدمیان.

به نظر می رسد که حضرت علی علیه السلام و طلحه و زبیر جوانان با سوادی بوده اند که به محض نازل شدن وحی آن را می نوشته اند. آیا قسم به این سطور است که نوشته می شود؟ شاید قلم نشانه فرهنگ است . جالب است خداوند از زبان کسی به قلم سوگند می خورد که در تمام عمرش حتی یک سطر ننوشت.

نگار من که به مکتب نرفت و خط ننوشت   به غمزه مسئله آموز صد مدرس شد.

شاید هم اشاره به قدرتی است که قلم و آنچه می نویسند در طول تاریخ داشته است و شاید هم به قول آقای قرائتی سوگند به قلم به جای سوگند به بیان تشویق به سواد آموزی است و ترغیب به نوشتن و خواندن.

در جمله بعد می گوید ما انت به نعمه ربک بمجنون

که تو به خاطر نعمت پروردگارت جن زده نیستی. مجنون شاید در این جا به معنی دیوانه نباشد. می دانیم که در فرهنگ عرب جاهلی شعر رواج دارد. این عرب معتقد بود ه است که هر شاعری جنّی در جان خویش پنهان دارد که به او الهام می کند. شاید یکی از دلائلی که قران تاکید بر مجنون نبودن پیامبر دارد ریشه در این مسئله دارد که پیامبر شاعر نیست و جن ندارد و جن به او الهام نمی کند. به نظر می رسد که پیامبر نیز از این فرهنگ خرافی بیزار بوده است و بارها شعرا را مذمت کرده است. و حال شنیدن این که پیامبر جن زده و شاعر است گویا بر پیامبر دشوار است.و تاکید خداوند برای تسلی روح و روان پیامبر گرامی است.

نکته دیگری که در این آیه است این است که چرا ابتدا به قلم و آن چه می نویسند قسم یاد می شود و آن گاه گفته می شود که پیامبر مجنون نیست. ربط این دو آیه چیست؟ ولله اعلم.

و ان لک لاجرا غیر ممنون : و همانا برای تو پاداشی بی پایان است. کلمه من به معنای قطع است و غیر ممنون به معنای لاینقطع می باشد. معنای دیگر نیز می تواند این باشد که الطاف الهی بر پیامبر بدون منت است. ولی معنای اول به نظر زیبنده تر است.

و انک لعلی خلق عظیم: و حقا که تو بر اخلاق بزرگی استواری. در این جا شاید بد نباشد که پاره ای از صفات حضرت رسول را به رشته تحریر در آوریم . حضرت رسول ساده بود: کفش خود را می دوخت ، لباس خود را وصله می زد، گوسفند را خودش می دوشید، با بردگان هم غذا می شد، بر زمین می نشست ، نیازهای خود را از بازار خود تهیه می کرد، با توانگران و فقرا دست می داد و تا طرف دست خود را پس نمی کشید ایشان دست خود را نمی کشید، به همه سلام می کرد، اگر چیزی تعارفش می کردند هرگز آن را تحقیر نمی کرد حتی اگر یک خرمای پوسیده بود، کم خرج و کریم الطبع بود و خوش معاشرت. بدون این که قهقه کند همیشه تبسمی بر لب داشت، بدون این که چهره در هم کشد همیشه اندوهگین هم به نظر می رسید.بدون ذلت همیشه متواضع بود ، بدون اسراف سخی بود ، بسیار نازک دل و مهربان بود.هرگز دست طمع به سوی چیزی دراز نکرد، هنگام بیرون رفتن از خانه خود را در آینه می دید و موی خود را شانه می زد، هیچ گاه در مقابل دیگران پای خود را دراز نمی کرد، هیچ وقت شخصی از او چیزی در خواست نکرد که جواب نه بشنود و هرگز جاجت حاجتمندان را رد نکرد.نمازش درعین تمامیت سبک بود و خطبه اش کوتاه . مردم او را به بوی خوشی که از او به مشام می رسید می شناختند.کلامش روشن بود به طوری که هر شنونده ای آن را می فهمید و هر گاه با مردم حرف می زد در حرف زدن تبسم می کرد.

فستبصر و یبصرون بایکم المفتون: پس به زودی می بینی و آن ها نیز می بینند که کدامیک از شما فریفته شده اید . و شاید هم به معنای آن باشد که به زودی معلوم خواهد شد که کدامیک از شما در فتنه هستید.

ان ربک هو اعلم بمن ضل عن سبیله و هو اعلم بالمهتدین:

همانا پروردگارت خود به انکه از راهش منحرف شده آگاه تر است و همو به هدایت یافتگان داناتر است.

پایان جلسه اول

.


Responses

  1. الذي علم بالقلم

    همان كس كه به وسيله قلم آموخت

    علم الانسان ما لم يعلم
    آنچه را كه انسان نمى‏دانست [بتدريج به او] آموخت
    با توجه به آیات بالا من فکر می کنم یکی از معنیهای قلم وحی الهی است چون تمام علوم از طرف خداوند به انسان آموخته می شود.

  2. سلام
    آفرين بر دشت سبز كه با اين كار خوب و زيبا همه ما را شريك مطالب زيباي قرآني بيان شده نمودند. اميدوارم ايشان اين كار را ادامه دهند

  3. ممنون بزرگ مقام بزرگوار نظر لطف شماست . انشاءالله مفید باشد.

  4. و شاید منظور از یسطرون قرآن باشه!
    قسم به قرآن در واقع همان چیزی که آن زمان می نوشتند.
    در جمله بعد می گوید ما انت به نعمه ربک بمجنون
    تو به نعمت پروردگارت که می توانیم قرآن در نظر بگیریم جن زده نیستی،ای پیامبر نسبت به آن چه به تو الهام می شه که همان قرآن است جن زده نیستی.

    آسمان آبی

  5. شاید بتوان گفت: عرب جاهلی بعد از نزول همین کلمات مسطور؛ پیامبر اکرم صلوات الله علیه و آله را مجنون نامیدند؛ تا مقداری از برد کلام الهی را کم نمایند. یعنی در واقع ایشان را ترور شخصیت نمودند. التماس دعا


Leave a response

Your response:

Categories