باغ هایی که پر از آلبالو ، هلو ، گوجه سبز ، آلو قرمز ، آلو قطره طلایی ، شاتوت ، توت ، گیلاس،گردو ، سیب ، گلابی و انگور است. وقتی به یک باغ آشنا می روی می توانی از همه ی این میوه ها تناول کنی. بعد برایت روی آتش چایی دم می کنند. از این که می توانی میوه ای که با اشعه ی لیزر گند زدایی نشده بخوری و یا به انواع سموم آلوده نیست بی نهایت لذت می بری و تازه مفهوم میوه را می فهمی.ء
دستجرد دوقسمت دارد. یکی که در دره است باغات است. اما یکی هم دشت در بلندی است که در آن جا انواع غلات کاشته می شود و البته درخت گردو همه جا هست. هم سایبان دشت است هم سرور باغ. وقتی شب می خوابی صدای حیوانات عمدتا سگ و شغال و روباه به گوش می رسد. اما احساس می کنی آرام آرام وز وز صدای شهر از سرت بیرون می رود و آرام می شوی. بعد به خوابی عمیق فرو می روی که یک ساعتش انرژی تو را هزار برابر می کند. ء
دستجرد هم در دل تابستان شب های خنک و دلپذیری دارد و زمستان های پر برف و نسبتا سردی دارد. بیشتر ده هایی که در دره ها واقعند همین خصلت را دارند. ء
پایین تر از دستجرد دهات دیگری بنام گیو قرار دارد. ء
یکی دو روز که تجدید قوا کردی می توانی بروی سری به تفرش بزنی و به مقبره ی دکتر حسابی که خیلی دوستش دارم و خیلی مرد شریفی بود. اگر ایران آمدی این دو جا را از دست نده. در راه تفرش چندین ده دیگر می بینی و اگر خوش شانس باشی آژانسی را سوار می شوی که پیرمرد راننده برای تو حکایت عاشق شدن و زن گرفتنش را شرح می دهد.ء پیرمردی که فقط یک بار آن هم از روی ناچاری خانمش را کتک زده و هنوز پشیمان است. ء

